السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)
908
خلاصهء عبقات الانوار (حديث أنا مدينة العلم) (فارسى)
يوم القيامة » « 1 » بدان كمترين گناهى كه مرتكب شدى و بزرگترين چيزى كه دنبال كردى اين است كه با ستمگر مأنوس شدى و راه جنايت را برايش آسان نمودى ؛ با نزديك شدنت آنگاه كه تو را نزديك كردند و به اجابت كردنت هنگامى كه خوانده شدى ، پس چه چيزى تو را شايستهى آن كرد كه فردا نامت با مجرمان برده شود و از خواستههايت پرسيده شود در برابر چشمپوشيت از ستم ستمكاران ، تو چيزهايى را گرفتى كه از آنِ كسى كه به تو بخشيد ، نبود . و به كسى نزديك شدى كه حق كسى را باز نگرداند و وقتى تو را به خود نزديك كرد باطلى را كنار نزد و دعوت كسى را اجابت كردى كه دعوت كردن تو از سوى او براى فريبكارى بود . تو را مركزى قرار دادند كه آسياب باطلشان رويش بچرخد و پلى قرار دادند كه از آن به سوى فسادشان بگذرند و نردبانى به سوى گمراهيشان و دعوتكنندهاى به سوى هوسرانىشان ، در راهشان رفتى ، به وسيلهى تو بر علما ترديد وارد مىكردند و دلهاى نادانان را به وسيلهى تو در دست مىگرفتند . پس نزديكترين وزيران و نيرومندترين يارانشان به درجهاى پايينتر از آنچه تو در زمينهى اصلاح فسادشان و رفت و آمد خاصان و عموم با آنان رسيدى رسيدند ، چه اندك است آنچه را كه براى تو آباد كردند در كنار آنچه بر تو ويران كردند و چه اندك است آنچه به تو دادند در برابر آنچه از تو گرفتند ، پس به خودت بنگر كه غير از تو به آن نگاه نمىكند و آن را محاسبه كن ؛ مانند حساب كردن شخصى مسؤول و بنگر چگونه دستور كسى را كه با دينش تو را در ميان مردم گرامى داشت ، بزرگ مىشمارى و چگونه است نگهداريت از كسى كه با لباسش تو را پارسا نمود ، و چگونه است نزديكى و دورى تو از كسى كه فرمانت داد كه نزديك او باشى . تو را چه مىشود كه از خوابت بيدار نمىشوى و از لغزشت دست بر نمىدارى و نمىگويى : به خداوند سوگند براى خداوند در جايگاهى نايستادم مگر
--> ( 1 ) . نساء / 119 .